تبليغاتX
گذرعمر
توي پياده رووقتي قدم مي ذاري گاهي زيرپات صداي خردشدن يه برگ پاييزي رو ميشنوي.اماتوساده وبي تفاوت ازكناراون ردميشي.شده تاحالا به عاقبت اون برگ فكركني؟شده پيش خودت بگي تكليف اين برگ زردوپژمرده كه زيرپاي روزگارله شدچيه؟به نظرمن بايدهميشه طبيعت رو الگوقراربديم.طبيعت باماحرف ميزنه فقط بايدشنواباشيم.بايدكمي بيشترچشمامون بازكنيم تاببينيم.بايدببينيم كه آخرمسيراين برگ لگدمال شده به كجاختم ميشه؟اين برگ به زمين مي افته-خردميشه-له ميشه اما....

دوباره جذب خاك ميشه-باعث قوت خاك ميشه به ريشه ميرسه وآغازي ميشه براي يك شكوفايي ديگه!توهم مثل برگ باش .هيچوقت ازميدون بدرنشوحتي وقتي كه كاملأ نااميدوخسته شدي!مثل برگ توهم بروبه سمت ريشه به سمت خداوبدون كه هيچ چيزدراين دنيابيهوده نيست حتي شكستن تو!شايداين شكستن انگيزه يك شروع تازه براي توباشه.شايدتجربه شكست توالگويي باشه براي ديگران!شايدهم يه هشدارباشه كه ازيه مسيرديگه بري تازودتربه مقصدبرسي.هيچ چيزدراين دنيابي دليل نيست به دنبال كشف رازهاورمزهاباش.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 17:17  توسط | 
هميشه دقت كن چه كسي تورابه مبارزه ومناظره دعوت ميكند.خيلي هادرزندگي باتوچالش برميخيزندوتورابه مبارزه دعوت ميكنندنه براي اينكه برنده شوندبلكه براي اين مقابل توقدعلم ميكنندوشاخ وشانه ميكشندتاباهمدوش شدن باتووشكاراعتباروشخصيت توبراي خودشخصيت واعتباري دست وپاكنندهمين بي اعتنايي باعث ميشودارزش وحرمت توحفظ شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 17:4  توسط | 
من  يك دخترهستم.من خودم هستم.درتمام دنياهيچكس دقيقامثل من وجودندارد.افرادي هستند كه بعضي ازخصوصيات شان شبيه من است ولي كسي كاملأ مثل من نيست واين يك موهبت الهي است.دراين دنياچيزهاي خوب بسياري وجودداردكه خداوندبراي هرفردي به طورخاص وويژه آفريده وازآن جاكه دراين جهان هيچ كس شبيه من نيست تنهامن ميتوانم آن نعمت هاي خوب رامورداستفاده قراردهم.من صاحب همه چيزهايي هستم كه به خودم مربوط است.مثل بدنم-ذهنم-تفكراتم-عقايدم-چشمانم-تخيلاتم-احساساتم(خشم-لذت-ناكامي-عشق-نااميدي-هيجان)-پستي وبلندي هاي زندگي ام ودهانم باهركلمه درست يانادرست وتلخ ياشيريني كه ازآن بيرون مي آيد.تمام خيال بافي ها-روياها وترس هايم فقط متعلق به خودم است .من صاحب پيروزي ها-موفقيت ها-شكست ها واشتباهاتم هستم.من ميتوانم خودم رادوست داشته باشم وبابدنم وروحياتم دوستانه وصميمانه برخوردكنم.من ميتوانم علايقم رابشناسم وكارهايم رابرطبق آن اولويت بندي كنم.من جنبه هاي مختلف روحي ورواني خودرامي شناسم بنابراين هنگامي كه به مشكلي برخوردميكنم ميتوانم باشجاعت واميدواري راه حلهايي مناسب براي مشكلات ومعماهاي زندگي ام بيابم.من ميتوانم همه وجودم را ببينم وحس كنم وبدون رودربايستي باخودم نقص هاي رفتاري-حركتي-احساسي وفكري ام رااصلاح كرده وجنبه هاي مثبت راتقويت كنم.من ميتوانم ببينم-بشنوم-احساس كنم-فكركنم-به زبان آورم وعمل كنم.من ابزارهاي زيادي براي زندگي كردن-مفيدبودن ودرك كردن انسانهاي اطرافم دارم.من صاحب خودم هستم وميتوانم خودم رابسازم.من خودم هستم وازخودبودن بسيارراضي وخشنودم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 16:57  توسط |